جمع دوستان افتری تهران
افتریهامقدم تمام ایرانی های عزیز را گرامی میدارند 
قالب وبلاگ
نويسندگان

نظر تایید و جهت نمایش ثبت شد

یکشنبه 2 آذر1393 ساعت: 21:1توسط:ابراهیم محمودی
برای حاج محمودهاشمی که دوستش دارم.
باسلام ،ازاینکه نسبت به همه افتریها درهمه شهرها عرق داری(علیرغم اینکه درآملی)تشکر می کنم.محمودجان چون یک پای من در ساری است ازخبرهای ساری هم خوشحال می شوم.همه عزیزان هیئت امناءکه نام بردی عزیزندلیک چون مرتضی زیاری عزیزراازنزدیک می شناسم ومراوده کلامی بسیاری باایشان دارم ودرهرسفرم به ساری ازنزدیک باایشان جلسه همفکری ودیداردارم مطمئنم حسینیه ای که درنظر دارندبالطف الهی وعنایت اهلبیت (ع)به سرانجام می رسانند.دوستدارشما ابراهیم .تهران
 وب سایت   ایمیل
نظرات یکم اذر ماه 93


یکشنبه 2 آذر1393 ساعت: 12:57توسط:ابوالفضل قربانی
باسلام خدمت شما سرور بزرگوار آقای رضا عمادی
اینجانب ابوالفضل قربانی فرزند حاج اسماعیل قربانی کمال تقدیر و تشکر نسبت به درج اطلاعات عموی اینجانب شهید علیجان قربانی در سایت وبلاگ جمع دوستان افتری تهران اقدام نموده اید را دارم.
انشاالله جهت پیشبرد و شناساندن شهدای والامقام افتری هایی که هنوز شناسانده نشده اند موفق باشید.

باتشکر فراوان
ابوالفضل قربانی
1393/9/2

دوست عزیز و گرامی ام ابوالفضل قربانی 

امیدوارم در هر جا که هستی شاد و خرم باشی و سایه پدر و مادر بالای سر شما همیشه باشد  . ابوالفضل جان همانطوریکه بار و بارها گفتیم و باز هم میگوییم ما هرچه داریم از شهیدان گلگون کفن است و ما هر کاری که در جهت معرفی چند باره شهیدان انجام میدهیم یک رسالت میدانیم که بر دوش همه ما ایرانیها و خاصه افتریهاست ما هنوز نتوانسته ایم حتی به اندازه یک ورق از مجاهدت های این بزرگمردان را حکایت کنیم  شهید بزرگوار علیجان یکی از صمیمی ترین دوستان من بود که هر موقع در ساری همدیگر را میدیدیم مدتها با هم از همه جا صحبت میکردیم زحماتی که این معلم عزیز برای این انقلاب انجام داد بر هیچ کس پوشیده نیست و خداوند نیز ایشان را دوست داشت که زودتر به نزد خویش برد سلام مرا خدمت پدر گرامی برسانید

شهادت یعنی معنی عشق (شهید علیجان قربانی )


یکشنبه 2 آذر1393 ساعت: 1:7توسط: احسان از نیشابور(لبخند)
سلام ..
فقط نظری افتری ها روتایید میکنید؟!
ولی نگفتید این مهدی نوری همون مهدی نوری ایه که گفتم یا نه؟
البته من نظرامو خصوصی دادم ولی به کل حتی نیومدید جوابشم توی وبم بدید .. آدرس وبم رو که دادم ..

 جناب اقای احسان  از نیشابور 

اول اینکه این اقای نوری ان اقای نوری مد نظر شما نیست و دوم اینکه من به وبلاگ شما امدم ولی به محض اینکه قسمت نظرات وبلاگ شما را باز کردم وبلاگ من ویروس گرفت و دیگر به وبلاگ شما سر نمی زنم  و سوم اینکه از سه نظر شما فقط یکی خصوصی بود که درج نشد

]
نظرات یکم اذر ماه 93


[ یکشنبه دوم آذر 1393 ] [ 21:47 ] [ رضا عمادی ]

یکشنبه 2 آذر1393 ساعت: 16:53توسط:نم
با سلام
توصیه بنده راه اندازی پایگاه اطلاعاتی برای اخبار و رویدادهای مهم ولایتتون و عدم درج هرگونه دلنوشته است . لطفا با دسته بندی نوشته های همشهری هاتون اونهایی که واقعا در حد اظهار نظر ... حذف کنید تا اعتبار وبلاگتون و شان خودتون و همشهریهاتون بیشتر حفظ بشه. درج هر مطلبی نشان از دموکراسی نیست بلکه ناشی از ناهماهنگی و ناهنجاریهای گروهی در جمعیتیه که تحت نام دوستان افتری تهران این وبلاگ را درست کردن. ضمنا با دسته بندی پیامهای تسلیت، تبریک، انتصاب و هر اتفاق خوبی که برای گروهتون افتاده دیگران رو در شناخت روحیات و شخصیت گروهیتون راهنمایی کنید تا با دیدن آشفتگی در نوشتارهاتون به مانند شعر زیر به نظر نیایید :
خود گویی و خود خندی عجب مرد هنرمندی
کارشناس ارشد فرهنگ اجتماعی در رسانه‌های مجازی
 وب سایت   ایمیل

 

خدمت دوست عزیز و گرامی که با نام خلاصه شده برای این وبلاگ قبول زحمت کرده و پیامی را جهت ارشاد و راهنمایی ارسال فرمودید  

دست عزیز جمع دوستان افتری تهران یک تشکل نیست فقط جمع تعدادی از افتریهای تهران است که از یک ولایت دور هم جمع شده و برای اطلاع از احوال همدیگر در این وبلاگ اظهار نظر نموده و عکس و مقاله ارسال میکنند و تمام دوستانی که به این وبلاگ سر میزنند را هم دوستان افتری خود میدانیم  و واقعا با هم دوست هستیم تمام موضوع این وبلاگ فقط همین است حال در این بین اطلاع رسانی هم میشود ضمنا  وظیفه اطلاع رسانی  را سایر دوستان وبلاگ نویس افتری انجام میدهند که در جای جای ایران به وبلاگ نویسی مشغول میباشند این وبلاگ نماینده افتریهای تهران نیست و تمایلی هم به قبول این نمایندگی ندارد بنا بر این ما جمع دوستان افتری خود را نماینده کسی نمیدانیم و همین طور است که کمی و کاستی های ما را به هیج وجه شما نباید منتسب به افتریهای تهران نمایید ضمنا ما کسی را دعوت به مشاهده وبلاگ ننمودیم همه دوستان مختار هستند که تشریف بیاورند و وبلاگ را مشاهده کنند و نظر بگذارند و ما هم اگر صلاح بدانیم نظر انها را در متن وبلاگ درج میکنیم  ما فعلا نمیخواهیم که به عنوان تشکل این وبلاگ را اداره کنیم در پایان چند مطلب را خدمت شما عرض کنم اول اینکه تمام فرمایشات شما در مورد وبلاگ نویسی صحیح است و ما کاملا قبول داریم دوم اینکه از شما خیلی ممنونیم که در جهت راهنمایی ما زحمت کشیدید و امیدوارم که این محبت های خود را با پیامی دوباره تکرار نمایید سوم اینکه ما خودمان میگوییم و همه با هم میخندیم و دیگران نیز با ما میخندند که خنده بر هر درد بیدرمان دواست 

جمع دوستان افتری تهران

 

 

 

[ یکشنبه دوم آذر 1393 ] [ 21:28 ] [ رضا عمادی ]
                                                  

[ یکشنبه دوم آذر 1393 ] [ 20:48 ] [ رضا عمادی ]

[ شنبه یکم آذر 1393 ] [ 16:11 ] [ رضا عمادی ]

شنبه 1 آذر1393 ساعت: 10:40توسط:محمـــــد حمیـــدی
به نام خدا و عرض سلام و ادب و احترام حضور همگی نظر دهندگان به مطالب شاعر گرانقدر و عزیز طایفه افتری خودمان جناب آقای امیر حمیدی.در مقام کمترین در اظهار نظر و درس پس دادن به حضور همه اساتید هم ولایتی شریف خودم خواستم عرض کنم اگر مخاطبی مد نظر هست که هویت وی کاملاً مشخص هست بهتر است نام و شهرت کامل آن عزیز ذکر شود نه اینکه بگوییم حسینی،کریمی،امیری و یا نام خانوادگی دیگر، چونکه ذکر این عناوین تقریباً در اذهان عام به مجموعه دارندگان آن نام خانوادگی شاید دلالت کند و برای اجتناب از این شبهه توصیه می شود اظهار لطف فرموده با ذکر نام و فامیلی کامل مخاطب خود، رعایت مشوش نشدن اذهان عمومی را بفرمایید. محمد حمیدی اول آذر 93 تهران
 جناب اقای حاج محمد حمیدی  فرمایش شما کاملا درست میباشد ولی چون نظرات بجز یک نظر در جواب اقای امیر حمیدی بوده است  منظور این دوستان اقای امیر حمیدی بوده است ضمنا در میان افتریها افراد زیادی هستند که هم نام و هم نام خانوادگی مشابه دارند بنا بر این دوستانی که تمایل دارند حتما نظر به نام ایشان ثبت شود نام کامل خود را به همراه نام پدر ذکر نمایند
نظرات مورخه 30 - 93

جمعه 30 آبان1393 ساعت: 17:53توسط:احسان از نیشابور
اینجا شده چت روم که هرچی نظر میاد توی وبت نمایش میدی؟
 در اصل این کار درست و صحیح نیست ولی برای اینکه تمام نظرات خوانده شود این کار انجام شد
نظرات مورخه 30 - 93

جمعه 30 آبان1393 ساعت: 17:51توسط:احسان محمدی از نیشابور
ببخشید یه سوال دیگه ..
افتری تهران چیه ؟![
مسخره نکنیدااا .. نمیدونم خوب چیه! تاحالا نشنیدم..
 خیلی خوش امدی برو تو ارشیو تا با افتر اشنا شوی
گربه وحشی ایرانی که در کویر سمنان مشاهده شده است

جمعه 30 آبان1393 ساعت: 13:1توسط:رضاعمادی
آقای چمن آرا باسلام .
باتوجه به حضور دوستان ،من نیز اعلام آمادگی خودرا جهت حضور درکانون نویسندگان اعلام می دارم وازهرکمکی دریغ ندارم.شماره تماس09125355185
 وب سایت   ایمیل
نظرات مورخه 30 - 93

پنجشنبه 29 آبان1393 ساعت: 22:17توسط:محمود هاشمی افتری
؟؟به طواف کعبه رفتم به حرم ره ام ندادند تو برون در چه کردی؟؟ که درون خانه آیی.
با سلام خدمت افتری های با وفا , هویت هر طایفه متکی بر فرهنگ و آداب رسوم ایرانی , اسلامی آن قوم میباشد
لذا طایفه افتری نیز از این قاعده مستثنی نیست .
فرهنگ ایرانی ما افتری ها با ادبیات شعر گونه و شاهنامه سرایی و شب های شعر چند ساله ما بیانگر زحمات چندین ساله طایفه افتری میباشد و فرهنگ اسلامی ما نیز واضح و مشهود میباشد که مراسم عزاداری تاسوعا و عاشورا در مساجد و تکیه های افتر از قدیم بوده و اکنون به مساجد شهر های تهران ,سمنان, ساری ,آمل ,بابل و... کشیده شده است و معجون فرهنگ ایرانی- اسلامی ما افتری ها به پیش میرود.
لذا ریشسفیدان و جوانان را بر آن داشته تا هر شهر برای تبلیغ این مراسم ها دارای پایگاه اجتماعی - مذهبی باشد و اینک افتری های مقیم ساری که چند سال پیش زمینی برای مسجد خریداری نموده اند با همت و همدلی بزرگان و جوانان آن شهر شروع به ساختن مسجد اقدام کرده اند و اهالی آن هم چند نفر را به عنوان هیات امنای آن مسجد انتخاب کرده اند که عبارت اند از :
آقایان - حاج سیف الله زیاری - حاج عباس زیاری - حاج محمود ولی - حاج مصطفی محمودی - حاج مرتضی زیاری - حاج ناصر ولی افتری
و ضمن عرض تبریک و تهنیت به این آقایان امیدوارم که از اولین قدم تا آخرین قدم در ساخت این مکان مقدس , استوار , مقاوم , و با سلامت باشند.
و با احترام به دیگر دست اندر کاران شهر ساری در این راه خیر خواهانه
زنده باد افتری های ایران زمین
پاینده باد افتر
؟؟به طواف کعبه رفتم به حرم ره ام ندادند تو برون در چه کردی؟؟ که درون خانه آیی.
1393/08/30 آمل - محمود هاشمی افتری
 وب سایت   ایمیل
مقاله برگرفته از سایت لاجورد امل جهت اطلاع دوستان

پنجشنبه 29 آبان1393 ساعت: 21:40توسط:صادق چمن آرا
اعلام آمادگی در کانون علمی فرهنگی افتریهای ایران

نام :علی
نام حانوادگی: ولی
نام پدر احمد
ساکن روستای افتر
دانشجوی رشته مدیریت دولتی دانشگاه سمنان
مدیریت سایت جامع افتر
روابط عمومی شورای اسلامی ودهیاری افتر
مسئول فرهنگی کانون فرهنگی مذهبی انتظار یار
فرماندهی گردان علی ابن ابی طالب(ع) افتر
09390770385
 وب سایت   ایمیل
نظرات مورخه 30 - 93
[ شنبه یکم آذر 1393 ] [ 16:7 ] [ رضا عمادی ]
بنام خدا 

به اطلاع دوستان عزیز میرساند ایمیل قیلی اینجانب در یاهو مدت دو ماه است که غیر فعال شده است ایمیل جدید اینجانب که در پیوندهای روزانه نیز درج گردیده به شرح زیر میباشد 

salamemadi@chmail.ir

[ جمعه سی ام آبان 1393 ] [ 21:51 ] [ رضا عمادی ]

20:5توسط:عشایر افتر
عشایر طایفه مستقل افتری ۴٫۲ درصد از جمعیت عشایری استان سمنان را شامل می‌شوند. بر اساس آمار سال ۱۳۷۷ جمعیت عشایر افتری برابر با ۳۹۲ نفر (۷۹ خانوار) بوده است که از این لحاظ مرتبه ۱۵۹ را در بین ۵۹۲ طایفه مستقل کشور دارا بوده‌اند
سمنانی ها
پایگاه مشترک مردم و سازمان های مردم نهاد سمنان
 وب سایت   ایمیل
محرم


پنجشنبه 29 آبان1393 ساعت: 20:3توسط:زیاری
خدمت دوستان عزیز تهرانی
به حسن نظر شما در مورد انتخاب اقای علی ولی تبریک میگویم
به امید موفقیت سایر دوستان
 وب سایت   ایمیل
چهره ها و تشکل ها 8


پنجشنبه 29 آبان1393 ساعت: 19:48توسط:hasemy - amol
سلام
من از اقای حمیدی میخواهم که رک و راست صحبت بفرمایند و حرف دل خود را راحت بگویند
 وب سایت   ایمیل
چهار پیام


چهارشنبه27 آبان1393 ساعت: 19:28توسط:علی قربانزاده
خدمت اقای حمیدی سلام علیکم
مقاله پر از سوز و گداز شما را خواندم واقعا عصبانی هستید چون به اخلاق شما که شناخت کامل دارم این فرمایشات یعنی عصبانی بودن شما حالا امیدوارم که در مقاله بعدی شفاف تر صحبت بفرمایید
علی قربانزاده
 وب سایت   ایمیل
مقاله برگرفته از سایت لاجورد امل جهت اطلاع دوستان


سه شنبه 27 آبان1393 ساعت: 09:25توسط:محمد از بابل
اقای حمیدی هر کس فراموش شود شما فراموش نمیشوید و در قلب ما جا دارید ولی خودمانیم شما در عکس خیلی خوش تیب بوده و هستید
 وب سایت   ایمیل
مقاله برگرفته از سایت لاجورد امل جهت اطلاع دوستان


سه شنبه 27 آبان1393 ساعت: 11:23توسط:علی ولزاده
با سلام خدمت شاعر بزرگوار اقای حمیدی
خواستم بپرسم که شما منظورتان از وبلاگهای افتری که ملعبه دست دیگران هستند کدام وبلاگها هستند بگویید چه مطلبی از کدام وبلاگ مورد نظر شما هست
 وب سایت   ایمیل
مقاله برگرفته از سایت لاجورد امل جهت اطلاع دوستان


سه شنبه 27 آبان1393 ساعت: 19:16توسط:حمیدی از بابل
ماشاالله وبلاگ حسینیه ساری فعال شده و قول داده که مطالب جدید بگذارد به خاطر این زحمات درود میفرستیم به اقای علی زیاری مدیر وبلاگ
حمیدی از بابل
 وب سایت   ایمیل
چهار پیام
[ پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393 ] [ 20:24 ] [ رضا عمادی ]

[ پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393 ] [ 20:20 ] [ رضا عمادی ]

نظر حذف شد

دوشنبه 26 آبان1393 ساعت: 21:57توسط:ابراهیم محمودی
استادشعروموسیقی، دوست بزرگوارم امیر حمیدی
باسلام واحترام وعرض تسلیت ایام سوگواری وآرزوی قبولی عزاداریها.
متن زیبای شما که توامان بادلواپسی وعصبانیت بود راخواندم عالی بود وازصاحب قلم نیز چنین توقعی می رود.ما هم افتخارمی کنیم هم به افتری بودن وهم به همشهری بودن باشما ،اما دردوسه مورد ضمن احترام به شما ونظرشما ،باشما هم عقیده نیستم.
1.در مطلب مورد نظر شما یک کارجمعی درشرف انجام واصلا خودمحوری مطرح نیست وفراخوان استادبزرگوارچمن آراموید همین مطلب است که همه صاحب نظران واصحاب قلم اعلام آمادگی نموده وحضور یابندکه شما نمی دانم چرا دیراقدام نمودید!؟
2.افرادی که دراین زمینه فعالیت دارند شایدبه تعدادانگشتان دست کمتریابیشتر،پس طبیعی است گروهی خاص تلقی وتصمیمات آنها نیزمستقل وباب سلیقه وطبع همان جمع است وشاید همگان راراضی نکندکه طبیعی است.
3.همه کسانی که نظر می دهند وصاحب نظرندوغالب عزیزانی که صاحب وبلاگنددارای کرامتندوعزیزوفکر نمی کنم نیت هیچ عزیزی ملعبه وخدای نکرده بازیچه قراردادن همدیگر باشد!ورجاء واثق دارم باتوجه به ارادت وشناختم به شمانظرت بادلت یکی نبوده ودرعصبانیت نگارش کردی.دوستدارت ابراهیم محمودی
 وب سایت   ایمیل
مقاله برگرفته از سایت لاجورد امل جهت اطلاع دوستان


دوشنبه 26 آبان1393 ساعت: 12:36توسط:حسن حمیدی ( گل آقا)
ب سلام عرض ادب و احترام وقبولی عزاداری همه نو کران و ارادتمندان به دستگاه سید الشهدا از همه عزیزان و بزر گواران به ویژه هیئت امنا محترم حسینه افتریهای مقیم تهران که برای بهتر برگزار شدن مراسم محرم زحمت کشیندند کمال تشکر و قدر دانی نموده اجر همه بزرگوران با ابا عبداله الحسین (ع)
 وب سایت   ایمیل
چهره ها وتشکلها(9)


شنبه 24 آبان1393 ساعت: 22:25توسط:صادق چمن آرا
سلام
یعقوب علی عباسی : 09123316246


به امید اینکه تشکیل کانون فرهنگ و ادب افتر مقدمه ای برای بسط وحدت و همدلی بیشتر افتری های عزیز در نیل به آرمان ها و آرزوهای دیرینه و خداپسندانه مردم مهربان آن باشد.

کانون فرهنگ و ادب، از افتخار افتر است
در آسمان این سرا، مشهود نجم و اختر است

امید تا از لطف حق صدها گهر گردد عیان
هر گوهری در کوی علم محصول فکر برتر است
 وب سایت   ایمیل
4 پیام


شنبه 24 آبان1393 ساعت: 22:22توسط:علی زیاری
سلام و عرض ارادت به همه ی افتری های عزیز،دوستان افتری شهرهای ساری و بابل با ارسال نظر در وبلاگ حسینیه ثارالله ساری میتوانند با ما همکاری کرده و در جهت ارائه ی مطالب بیشتر و بهتر یاری برسانند.مدیر وبلاگ حسینیه ثارالله ساری
 وب سایت   ایمیل
چهره ها و تشکل ها 8


[ سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393 ] [ 19:4 ] [ رضا عمادی ]


    

 

 

با سلام و درود به روان پاک شهدای اسلام و عرض تسلیت به مومنین و مسلمین
به خاطر فرا رسیدن شهادت امام سوم شیعیان و یاران با وفایش خدمت هم طایفه
ای افتری خودم به عنوان یک شاگرد ادبی و سراینده ای کوچک درد دلی دارم
هرچند تکراری ولقلقه زبان شده معروض می دارم کمافی السابق عنوان بیان
حقیر تشکیل کانون شعرا الزامی می باشد هر چند باب طبع و سلیقه بعضی از
افراد نباشد.بایستی خودمحوری جای خود را به مجتمع فکری و مشورتی بدهد تا
دور از کینه ورزی شخصی و ایجاد نفاق بشود کاری فرهنگی کرد هر گروهی نباید
مستقلاً و باب طبع و سلیقه خود و افراد وابسته به خود اقدام به کاری
غیرقابل هضم انجام بدهد(افتر) متعلق به کلیه افتری هاست اگر واقعاً هدف
مطرح نمودن افتر در جامعه با حفظ موازین می باشد بایستی از عنوان((منم))
دور شویم باند و میکروفون و سایت های موجود نباید ملعبه دست هر خودکامه
گردد حافظ شئونات باشیم نیاییم وقتی منافع شخصی را در خطر می بینیم یا از
کسی خوشمون نمی آید افترا ببندیم با تجاوز به حریم شخصی دیگران خود را
پاک و مطهر جلوه ندهیم ما هم می توانیم آثار و عقاید و ایده و نظرهای
مُضّر فعلی افراد را که مستند و بر همه مشهود است مکتوب کنیم اقتضای سن و
سال و سپیدی موی سر و صورت ایجاب می کند هدفی فرهنگی و سازنده داشته
باشیم هنوز اندر خم راه پر پیچِ سراشیبی تند هستیم که باید به آرامی از
آن بگذریم تعاون و همزیستی بدین گونه نیست که خود را مُبرّا از مفاسد گذر
زمان بدانیم و دیگران را به حساب نیاوریم چرا نباید به افکار روشن و
سازنده دیگران که قومیت افتری را با خود یدک می کشند احترام بگذاریم
اساتید و علّامه های دانشمند،قضات،وکلا،مدرسّان،مهندسین،پزشکان(اطبای
رشته های مختلف) دکترهای فلسفه،مدیران مدبّری که در نهادها و سازمان ها و
وزارتخانه های دولتی رکن مهم مملکتی هستند نوابغ
فکری،شعرا،نویسندگان،مخترعین از طایفه افتری کم نیستند که باید به انان
افتخار کنیم و برخودمان ببالیم هر شهری که طایفه افتری دارای 100 خانوار
یا بیشتر است یک هیئت مذهبی و مسجد و حسینیه ای داشته باشد (آمل) حسرت
پرچم طایفه را دارد همانند طوایف مهاجر دیگر که در آمل ساکن هستند
انشاءالله در آتیه نزدیک با انسجام و همفکری به چنین مقصودی برسیم.
 
 
 
آتِشی که بَل ها دا اِسبی چَشِ گَزنّه مَر
هِمازونّیم اِی نَفر دِه بَبِریم لِو با ای دَسّ
چِه خوشَه با اِحترام به هُوم دیگِر نیاکِریم
 
اِی چَلِک اِو دوریتَه غَیرتی میردِه به جوسر
یا جودِه پِتّاوونیم با غِیضونه اِی جای پَسّ
قَدرِ نعمت بَزونیم شُورکِ خوجی خودا کِریم
 
 
 
در خاتمه اینجانب ضمن تشکر از بانیان چنین تلاش با ارزش ، با کمال افتخار
عضویت خودم را در کانون علمی ، فرهنگی افتریهای ایران اعلام داشته
امیدوارم در اولین فراخوان همه ی عزیزان هنرمند فامیل بدور از هرگونه تنش
و حاشیه سازی در کنار هم با صفا و صمیمیت به بحث و تبادل نظر پرداخته ،
در جهت رشد و اعتلای فرهنگ افتر بزرگ گامهای موثری برداریم .
 
            ارادتمند افتری های خوب وارثان فرهنگ و سنت نیاکان سفرکرده
 
 
 

      در این برهه از زمان = ((کربلایی زین العابدین))  امیر حمیدی 24/8/93 آمل

 

 

[ یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 ] [ 22:39 ] [ رضا عمادی ]

نظر حذف شد

شنبه 24 آبان1393 ساعت: 19:45توسط:علی قربانی از ساری
با سلام
با تشکر از مدیران تمام وبلاگهای افتری خواستم از دست اندر کاران افتری در شهرهای ساری و بابل که دست همت بالا بزنند و برای انعکاس اخبار افتریهای این دو شهر وبلاگ بسازند تا جمع وبلاگ افتریها کامل شود
قربانی
 وب سایت   ایمیل
چهار نظر 93/8/20


شنبه 24 آبان1393 ساعت: 8:30توسط:عرفاتی
با سلام خدمت تمام افتریهای تهران
امیدوارم همیشه حسینی باشید و در راه اهل بیت قدم بردارید. التماس دعا
 وب سایت   ایمیل
چهار نظر 93/8/20


پنجشنبه 22 آبان1393 ساعت: 22:47توسط:محمد جلالی

با سلام
کوهپیمایی چی شد؟رفتین؟ 

به علت بارش شدید باران در ان روز لغو شد و به اینده موکول شد

 وب سایت   ایمیل
اطلاعیه تشکل فرهنگی ورزشی چهارسو تهران


چهارشنبه 21 آبان1393 ساعت: 12:46توسط:جعفر زیاری از تهران

دوست عزیز وهمشهری گرامی آقای عمادی از ساری
با سلام وتشکر از توجه حضرتعالی به مقوله تعزیه .
حقیر در گذشته ودر سنوات قبل وامسال پیشنهاد این همایش (بزرگداشت هنر تعزیه وتکریم از پیشکسوتان تعزیه افتر)را به مسئولین اعم از مسئولین شهر سرخه وشورای محترم افترودهیاری در وبلاگ جامع منعکس کردم وامیدوارم برگزارگردد.
با تشکر از شما 


                                                            جعفر زیاری .تهران

 وب سایت   ایمیل
چهار نظر 93/8/20


[ شنبه بیست و چهارم آبان 1393 ] [ 19:48 ] [ رضا عمادی ]
                                

چهره ها وتشکلها. 8
درچهره وتشکلهای این هفته به سراغ جوانی می رویم که انصافا دراین سالها نقش به سزایی دراطلاع رسانی داشته است.تحصیلات عالیه واهل مشورت بودن ازویژگیهای بارز اوست.
-حضور دربسیج-کانون انتظار یار-هیئتها،همکاری باشورا ودهیاری درقالب روابط عمومی وفعالیتهای خوب دیگر.علی ولی فرزنداحمدمدیروب جامع
یک خسته نباشید واین دسته گل زیبانثار ایشان.تهران22آبان 

تشکل فرهنگی ورزشی چهارسو تهران = جمع دوستان افتری تهران  

 

[ شنبه بیست و چهارم آبان 1393 ] [ 19:41 ] [ رضا عمادی ]
 

سه شنبه 20 آبان1393 ساعت: 0:33توسط:زیاری از شهر ساری
اقای ابراهیم محمودی سلام علیکم
متن زیبای شما که از ته دل برمیامد را خواندم و کلی لذت بردم ما همه مثل شما فکر می کنیم و احساس دلتنگی برای نزدیک شدن به پایان محرم ما هم در ساری همین حال و هوا را داریم عاشورا در دل ما هست و نفرت از یزید و یزیدیان و شمر و ابن مرجانه تا پایان عمر با ما است خداوند همه بانیان این هئیت ها در ساری و تهران خصوصا اقایان رمضان ولی و جانمحمد زیاری و محمد حمیدی (حسین )و حاج تقی و مداحان گرامی مهدی محمودی و جعفر زیاری و جعفر مازندرانی و سایر دوستانی که از نام انها اطلاع ندارم را در کنف حمایت خویش قرار دهد انشاالله
زیاری از افتریهای ساکن ساری
 وب سایت   ایمیل
پیام اقای ابراهیم محمودی در شب سوم امام93
 

سه شنبه20 آبان1393 ساعت: 16:48توسط:علي.حميدي

تقدير تشكر 

ازكليه کسانيكه براي شفا و سلامتی پدرمان دعا نموده اند تشكر 

می كنيم.وبراي شما سلامتي کامل ازخداي منان ارزوداريم.

 وب سایت   ایمیل
شکرانه بهبودی حاج قدرت حمیدی

سه شنبه 20 آبان1393 ساعت: 8:51توسط:زیاری

لطفا آقای زیاری را بیشتر معرفی کنید
با تشکر 

با سلام 

ایشان اقای سهیل زیاری فرزند گرامی اقای جعفر زیاری نوه اقایان غلامرضا زیاری و حسینعلی محمودی و از فرزندان نخبه افتریهای تهران هستند

 وب سایت   ایمیل
اقای سهیل زیاری از طرفداران پروپا قرص وبلاگ دوستان تهرانی


یکشنبه 18 آبان1393 ساعت: 23:40توسط:عمادی (ساری)
حفظ آیین های سنتی درعزاداری.
ماجرای کربلا همیشه زنده است ودر طی قرنها هیچ اتفاق وحادثه وپیرایه سیاسی،اجتماعی،اقتصادی و.....نتوانسته سایه ای برآن بیندازد.میبینیم که هرکس با هر عقیده ومرامی،مومن به فلسفه عاشوراوقیام امام حسین (ع) است وشایدتنوع وتکثری هم که درعزاداریها میبینیم حاصل همین دیدگاه جمعی باشد.خیلی هارا که فقط زیر پرچم امام حسین (ع) میتوان درزیر یک سقف گرد آورد.ما هم بیاییم درکنار این همدلی وارج نهادن به این آیین ها با حفظ سنتهای قدیمی واصیل همایشی درافتر همراه با مراسم تعزیه خوانی فراهم آوریم تا این آیینها به دست فراموشی سپرده نشود
 وب سایت   ایمیل
پیام اقای ابراهیم محمودی در شب سوم امام93
[ چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393 ] [ 0:10 ] [ رضا عمادی ]
 

السلام وعلیک یاعلی بن موسی الرضاالمرتضی . 


امسال برای اولین بارکاروان زیارتی ازتهران( جمعی ازاعضای حسینیه افتریهای تهران که  

غالبا هنرمندان تعزیه ومداحان وذاکران اهلبیت (ع)هستند) درروز 12آذر به آستان ثامن  

الحجج (ع)مشرف می شوندونایب الزیاره همه دوستان وملتمسین دعا می باشند 

ابراهیم محمودی: هفتم محرم الحرام

[ دوشنبه نوزدهم آبان 1393 ] [ 22:41 ] [ رضا عمادی ]
فرازی ازنجوای آقاسیدالشهداء درروز عاشورا: 

پروردگارا تنها توپشتیبان پسر فاطمه  هستی وازستمکاران تنها به توشکایت می کنم.زیراجزتوآشنایی نمی شناسم،وجزسایه لطف توپناهگاهی ندارم.
حسینیه قربون اون علمات قربون اون نوحه وتعزیه هات (بیتی ازشعرهیئتیهای خودم)
محرم چه دیر می آیدوچه زودمی رودوبا غروب عاشورا انگار همه چی پایان می یابد راستی چرا اینگونه است؟
غم عاشورا یک طرف دور شدن ازهم غمی دیگر (خیمه گاه ابا عبدالله براستی که فضایی برای انس والفت وصله ارحام است).
دلتنگی مان می آید برای نماز جماعت مغرب وعشاء،دعای زیارت عاشورا وگاها توسل .منبر روحانی.نوحه ها وسینه زنی.تعزیه وسرآخر سفره اطعام.صحبتهای حاج رمضان ولی پیرغلام هیئت،شب عاشورا ونوحه مکن ای صبح طلوع.....دلمان میگیرد که همه افتریها ازنقاط دور تهران به سختی وتحمل تراقیک و...دورهم جمع می شوند وچه زود خداحاقظی!هرچند که همیشه کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا رانجوا می کنیم اما محرم وعاشورا چیز دیگری است وآنجا که می گوییم همه خوبند ولی حسین ما فرق داردوباید گفت تنها معصوم که برایش اربعین می گیرند سیداالشهداءعلیهم السلام است.راستی آیا محرم دیگر ماهستیم تادوباره پیراهن مشکی وکتیبه ها وشعر محتشم....خدامی داند.قدر بدانیم وبیادهم باشیم ویک خسته نباشید نثارهمه کسانی که زحمت می کشندو این علم رابرپا نگه می دارند. دوستتان دارم تامحرمی دیگربدرود.تهران. ا

ابراهیم محمودی

[ یکشنبه هجدهم آبان 1393 ] [ 21:37 ] [ رضا عمادی ]
  

 


 

 

 

 

 

 

 

 

[ جمعه شانزدهم آبان 1393 ] [ 11:22 ] [ رضا عمادی ]
 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ جمعه شانزدهم آبان 1393 ] [ 10:58 ] [ رضا عمادی ]
 

[ جمعه شانزدهم آبان 1393 ] [ 10:25 ] [ رضا عمادی ]
 

 

 

[ جمعه شانزدهم آبان 1393 ] [ 10:22 ] [ رضا عمادی ]

[ جمعه شانزدهم آبان 1393 ] [ 10:10 ] [ رضا عمادی ]
sidg

[ جمعه شانزدهم آبان 1393 ] [ 10:3 ] [ رضا عمادی ]
 
 

 

 

 

 

[ جمعه شانزدهم آبان 1393 ] [ 9:52 ] [ رضا عمادی ]
بر اسرای کربلا چه گذشت ؟

وقایعی که بعد از شهادت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ از کربلا تا مدینه برای اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ اتفاق افتاد خیلی بیشتر از آنست که بتوان بطور مختصر بیان نمود. همچنین بیشتر وقایع را ثبت نکرده‌اند و یا اگر ثبت شده به تاریخ دقیق آن اشاره نشده و به طور مطلق به محل وقوع آن اشاره رفته است .

سال 61 هـ ق عصر روز دهم محرم لشکر یزید بعد از اینکه امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را به شهادت رساند به دستور فرماندهان خود دست به غارت و آتش زدن خیمه‌ها و آزار و اذیت خاندان نبوت زدند، آن نامردمان به سوی خیمه‌های حرم امام حسین ـ علیه‌السلام ـ روی آوردند و اثاث و البسه و شتران را به یغما بردند و گاه بانویی از آن اهل‌بیت پاک با آن بی‌شرمان بر سر جامه‌ای در کشمکش بود و عاقبت آن لئیمان جامه را از او می‌ربودند.[1]

دختران رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ و حریم او از خیمه‌ها بیرون آمده و می‌گریستند و در فراق حامیان و عزیزان خود شیون و زاری می‌نمودند.

بعد از این اهل‌بیت را با سر و پای برهنه و لباس به یغما رفته به اسیری گرفتند و آن بزرگواران به سپاه دشمن می‌گفتند که ما را بر کشته حسین ـ علیه‌السلام ـ بگذرانید. چون اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ نگاهشان به کشته‌ها افتاد فریاد کشیدند و بر صورت خود زدند.[2] بعد از این قضایا عمر سعد ملعون در میان یارانش جار کشید: چه کسی است که اسب بر پشت و سینه حسین ـ علیه‌السلام ـ بتازد! ده کس داوطلب شدند و تن حسین ـ علیه‌السلام ـ را با سمّ اسبان لگدکوب کردند

.[3]

و همان عصر عاشورا بود که عمر سعد سر مبارک امام حسین را با خولی بن یزید اصبحی و حمید بن مسلم ازدی نزد عبیداله بن زیاد به کوفه فرستاد و سرهای یاران و خاندان او را جمع کرده و هفتاد دو سر بود و به همراهی شمر بن ذی‌الجوشن و قیس بن اشعث به کوفه فرستاد.[4] سپس کشته‌های خودشان را پیدا کرده دفن نمودند ولی جنازه بی سر و زیر پای اسبان لگدکوب شده امام حسین ـ علیه‌السلام ـ و یارانش تا روز دوازدهم محرم عریان در بیابان کربلا بود تا اینکه توسط قبیله بنی‌اسد و به راهنمائی امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ دفن شدند.[5]

شب یازدهم محرم را گویا اسرای اهل‌بیت در یک خیمه نیم‌سوخته سپری نمودند در این رابطه در مقاتل چیزی از احوال اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ نقل نشده ولی می‌توان تصور کرد که چه شب سختی را بعد از یک روز پر سوز و از دست دادن عزیزان و غارت اموال و اسارت و سوختن خیمه‌ها و اهانت‌ها و... داشته‌اند.

عمر سعد ملعون در روز 11 محرم دستور کوچ از کربلا به سوی کوفه را می‌دهد و زنان و حرم امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را بر شتران بی‌جهاز سوار کرده و این ودایع نبوت را چون اسیران کفّار در سخت‌ترین مصائب و هُموم کوچ می‌دهند.[6] در هنگام حرکت از کربلا عمر سعد دستور داد که اسرا را از قتلگاه عبور دهند. قیس بن قرّه گوید: هرگز فراموش نمی‌کنم لحظه‌ای را که زینب دختر فاطمه ـ سلام‌الله علیها ـ را بر کشته بر خاک افتاده برادرش حسین عبور دادند که از سوز دل می‌نالید... و امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ می فرماید: ... من به شهدا نگریستم که روی خاک افتاده و کسی آنها را دفن نکرده، سینه‌ام تنگ شد و به اندازه‌ای بر من سخت گذشت که نزدیک بود جانم بر آید و عمه‌ام زینب وقتی از حالم با خبر شد مرا دلداری داد که بی‌تابی نکنم.[7] (گویا اسرای کربلا را دوبار به قتلگاه می‌آورند، یک دفعه همان عصر روز عاشورا بعد از غارت خیام و به درخواست خود اسرا و یک بار هم در روز یازدهم محرم هنگام کوچ از کربلا و به دستور عمر سعد و این کار عمر سعد شاید به خاطر این بود که می‌خواست اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ با دیدن جنازه‌های عریان و زیر آفتاب مانده شکنجه روحی به اسرا داده باشد.)

بعد از اینکه روز یازدهم محرم اسرا را از کربلا حرکت دادند به سوی کوفه به خاطر نزدیکی این دو به هم روز 12 محرم اسرا را وارد شهر کوفه نمودند گویا شب دوازدهم را اسرا در پشت دروازه‌های کوفه و بیرون شهر سپری کرده باشند در اثر تبلیغات عبیدالله بن زیاد لعنت الله علیه امام حسین ـ علیه‌السلام ـ و خارجی معرفی کردن آن حضرت مردم کوفه از این پیروزی خوشحال می‌شوند و جهت دیدن اسرا به کوچه‌ها و محله‌ها روانه می‌شوند و با دیدن اسرا شادی می‌کنند.

ولی با خطابه‌هایی که امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ و خانم زینب ـ سلام‌الله علیها ـ و سایرین از اسرا ایراد می‌کند و خودشان را به کوفیان و مردم می‌شناسانند و به حق بودن قیام امام حسین ـ علیه‌السلام ـ اذعان می‌کنند شادی کوفیان را به عزا تبدیل می‌کنند. در طول مدتی که در کوفه و در میان مردم به عنوان اسیر جنگی حرکت می‌کردند سرها بالای نیزه بود و اسرا در کجاوه‌های جا داده شده بودند و آنان که خیال می‌کردند اسرا از خارجیان هستند و بر خلیفه یزید عاصی شده‌اند، جسارت و اهانت می‌کردند، عده‌ای هم از نسب اسرا سؤال می‌کردند با این وضع وارد دارالاماره می‌شوند و در مجلس عبیدالله بن زیاد که حاکم کوفه و باعث اصلی شهادت امام حسین، این ملعون جلوی چشم اسرا و مردم با چوب‌دستی به سر مبارک می‌زد و خود را پیروز میدان قلمداد می‌کرد و کشته شدن امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را خواست خدا قلمداد می‌‌نمود.[8] ولی با جواب‌های که از جانب خانم زینب و امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ می‌شنید بیشتر رسوا می‌شد.

سجاد ـ علیه‌السلام ـ می فرماید: ... من به شهدا نگریستم که روی خاک افتاده و کسی آنها را دفن نکرده، سینه‌ام تنگ شد و به اندازه‌ای بر من سخت گذشت که نزدیک بود جانم بر آید و عمه‌ام زینب وقتی از حالم با خبر شد مرا دلداری داد که بی‌تابی نکنم

در خبرها آمده که ابن زیاد بعد از آنکه یک روز (یا چند روز بنا به روایتی) سرها را در کوچه‌ها و محله‌های کوفه گردانید، آنها را به شام نزد یزید بن معاویه فرستاد[9] و بعد از آن اسرا را به سرپرستی مخضّر بن تعلبه عائذی و شمر بن ذی‌الجوشن به شام روانه کرد. دستور داد که امام سجاد را با غل جامعه دست‌ها را بر گردن بستند و سوار بر شتر بی‌جهاز به سوی شام حرکت دادند. مدتی که اسرا از کوفه و شام در حرکت بودند را منابع ذکر نکردند چه وقایعی اتفاق افتاده و تنها به برخی بی‌ادبی‌های حاملین سرهای مبارک اشاره دارند.

نقل شده که اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ را سه روز پشت دروازه‌های دمشق نگه داشتند تا شهر را آذین‌بندی کنند و آماده برای جشن و شادی نمایند. در بیشتر منابع نقل شده که روز اول صفر سر امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را همراه کاروان اسرا وارد دشمق کردند.[10]

واقعه دلخراشی که برای اسرا اتفاق افتاد این بود که علی‌رغم خواست آن بزرگواران مبنی بر ورود به شهر از جای خلوت و بطور جداگانه از سرهای مبارک ولی شمر ملعون دستور داد سرها جلوی کاروان اسرا و از دروازه ساعات که جمعیت انبوهی تجمع کرده بودند وارد کنند، و مردم غافل شام که از حقیقت ماجرا بی‌خبر بودند با مشاهده کاروان شادی و هلهله می‌کردند و بر سرها اهانت می‌نمودند. سفر شام برای اهل‌بیت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ بسیار تلخ و مصیبت‌های دوران اسارت در این دیار، برایشان از سخت‌ترین مصیبت‌ها بوده است.

وقتی از امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ پرسیدند در سفر کربلا، سخت‌ترین مصیبت‌های شما کجا بود، سه بار فرمودند: «الشام، الشام، الشام» .[11] در شام نیز اسرای آل محمّد ـ صلی الله علیه و آله ـ را در حالی که به ریسمان بسته شده بودند، به مجلس یزید وارد کردند، وقتی بدان حال در پیش روی یزید ایستادند، سر امام را در برابر یزید می‌گذارند و این صحنه از سوزناک‌ترین صحنه‌هایی است که برای امام سجاد و خانم زینب اتفاق می‌افتد. چرا که یزید ملعون بر سر امام توهین کرده و شماتت می‌کند و با قرائت اشعاری خود را پیروز میدان می‌داند و به مردم اجازه حضور می‌دهد و در آن مجلس به لب‌های مقدس امام جلوی چشم اسرا خیزران می‌زند.[12] گویا در این مجلس است که یک مرد شامی به خود اجازه می‌دهد و این جسارت بزرگ را می‌کند. دختر امام حسین به نام فاطمه را از یزید به کنیزی می‌خواهد و با پاسخ تند دختر امام و خانم زینب سلام الله علیهما روبرو می‌شود و بعد از گفتگوئی میان حضرت زینب و یزید خانم زینب خطبه‌ای در مجلس یزید ایراد می‌کنند و شجاعانه به اعمال پلید یزید اشاره می‌کند و یزید را در مجلس خود رسوا و خار می‌کند.

اسرا در مدتی که در شام بودند بنابر روایتی در یک خرابه صورت زندانی نگهداری می‌شدند[13] و در این مدت یزید ملعون چندین مرتبه خواست که امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ را شهید کند که خانم زینب مانع می‌شدند.

در مقاتل آمده که یزید خطیبی خواست که در اجتماع مردم صحبت کند و از یزید و معاویه ستاش کند و به امام علی و فرزندان آن حضرت جسارت کند و در رابطه با پیروزی ظاهری یزید به اصطلاح سخنرانی کند و خطیب ایراد سخن کرد و اوامر یزید را اجرا نمود و به ذم امام حسین ـ علیه‌السلام ـ پرداخت در این حین امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ فرمود: ای یزید! به من اجازه بده بالای این چوب‌ها روم (منظور میزی بود که خطیب شامی روی آن صحبت می‌کرد) تا چند کلمه‌ای صحبت کنم که موجب خشنودی خداوند و اجر و ثواب حضار باشد. یزید نپذیرفت. ولی مردم اصرار کردند تا امام به منبر رفت امام خطبه‌ای خواند بعد از حمد و ثنای خدا خود را معرفی کردند، که اصل و نسبشان کیست به ماجرای کربلا و اسیری خود اشاره فرمودند. در مجلس غوغائی بر پا شد و همه علیه یزید همهمه می‌کردند یزید از مؤذن خواست که اذان بگوید. ولی امام از این اذان هم علیه یزید استفاده کرده و یزید را رسوا نمود.[14]

از جمله وقایعی که برای اسرای اهل‌بیت در شام اتفاق افتاد بنا به گفته برخی منابع وفات دختر سه ساله امام حسین ـ علیه‌السلام ـ است . از کامل بهائی نقل شده اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ شهادت پدران را از کودکان خردسال پنهان می‌داشتند. و به آنها می‌گفتند که پدر شما سفر کرده، تا اینکه شبی دختری از امام حسین ـ علیه‌السلام ـ به نام رقیه از خواب بلند می‌شود و بهانه بابا را می‌گیرد و ضجه و ناله می‌کند و همه اهل خرابه با این کودک همنوا می‌شوند تا اینکه سر امام را در طشتی می‌آورند خانم رقیه سر را به بالین گرفته و با آن سر درد دل می‌کند. پدر بعد از تو محنت‌ها کشیدم بیابان‌ها و صحراها دویدم.

واقعه دلخراشی که برای اسرا اتفاق افتاد این بود که علی‌رغم خواست آن بزرگواران مبنی بر ورود به شهر از جای خلوت و بطور جداگانه از سرهای مبارک ولی شمر ملعون دستور داد سرها جلوی کاروان اسرا و از دروازه ساعات که جمعیت انبوهی تجمع کرده بودند وارد کنند، و مردم غافل شام که از حقیقت ماجرا بی‌خبر بودند با مشاهده کاروان شادی و هلهله می‌کردند و بر سرها اهانت می‌نمودند

بعد از مدتی دیدند که سر به یک طرف افتاد و کودک هم طرف دیگر او را حرکت دادند. دیدند که جان به جان آفرین تسلیم کرده[15] بعد از اینکه مردم شام بوسیله خطابه‌های حضرت زینب و امام سجاد ـ علیهما‌السلام ـ شناخت کامل از اسرای اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ یافتند یزید تحت فشار افکار عمومی و جهت جلوگیری از رسوائی بیشتر سه پیشنهاد از امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ را خواست اینکه سر امام حسین را پس دهد، چیزهائی که غارت شده برگردانند، اسرا را در صورت کشتن امام سجاد با یک فرد امین به مدینه روانه کند ولی یزید سر امام را پس نداد و از کشتن امام منصرف شد و پیراهن کهنه امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را با مقداری پول پس داد.[16] و اجازه داد که اسرای اهل‌بیت در شام برای شهدای کربلا عزاداری کنند. بعد از اینکه مدتی اسرا در شام مقیم بودند یزید از قتنه مردم بیمناک شده و از نعمان بن بشیر، که قبلاً امیر کوفه بود، خواست فردی پارسا و امین همراه اسرا آنها را بنا به خواست خودشان روانه مدینه نماید. راوی می‌گوید: هنگامی که اهل و عیال امام حسین ـ علیه‌السلام ـ از شام برگشتند و به عراق رسیدند از راهنمای کاروان خواستند که آنها را از راه کربلا عبور دهد و ایشان قبر امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را زیارت کنند و چند روزی بعد از رسیدن به کربلا مشغول عزاداری و سوگواری برای امام و شهدای کربلا بودند.[17] گویا خروج اسرا از شام به طرف مدینه در بیستم صفر 61 بوده یعنی مدت 20 روز از ورود به شام تا خروج از آن طول کشیده، بعد از زیارت قبور شهدای کربلا راهی مدینه شدند و بالاخره زینبی که با برادران و اقوام خویش از مدینه خارج شده بود بدون برادر و خویشان و با رنج سفر و داغ شهداء و مصیبت‌هایی که در طول این مدت دیده بود وارد مدینه شد.

باید در پایان نیز خاطر نشان شد که در این مختصر نمی‌شد همه وقایع اتفاق افتاده از کربلا تا شام و مدینه را توضیح داد و همچنین در اکثر منابع تاریخی به تاریخ دقیق خیلی از وقایع اشاره نشده بود .

پی نوشت ها :

[1] . ابی مخنف، اولین مقتل سالار شهیدان، ترجمه و متن کامل وقعة الطف، سیدعلی محمد موسوی جزایری، انتشارات بنی‌الزهرا، چاپ اول 1380.

[2] . سید بن طاووس، اللهوف علی قتلی الطُّفوف، تحقیق و تقدیم شیخ فارس تبریزیان، چاپ: اسوه نوبت دوم، 1357، ص180.

[3] . شیخ عباس، قمی، ترجمه نفس المهوم (در کربلا چه گذشت)، انتشارات مسجد مقدس جمکران، چاپ پنجم، ـ صلی الله علیه و آله ـ 485، اولین مقتل سالار شهیدان، پیشین، ص349.

[4] . شیخ عباس، پیشین، همان، ص486، و شیخ عباس پیشین، همان، ص 351.

[5] . شیخ عباس، پیشین، همان، ص492، اولین مقتل، پیشین، ص353.

[6] . شیخ عباس قمی، ترجمه نفس المهوم، ترجمه محمدباقر کسره‌ای، انتشارات جمکران، چاپ پنجم، ص 490، ابی محنف، اولین مقتل سالار شهیدان، پیشین، ص 351.

[7] . شیخ عباس، پیشین، ص 492 و حسین نفس مطمئنه، محمدعلی عالمی، انتشارات هاد، چاپ اول، 1372، ص 306.

[8] . ابن مخنف، اولین مقتل سالار شهیدان، ترجمه وقعة الطف، سید علی محمد موسوی جزایری، انتشارات بنی‌الزهرا، چاپ اول، ص 361، و ترجمه نفس‌المهموم، پیشین، ص 519.

[9] . محمدعلی عالمی، حسین نفس مطمئنه، انتشارات هاد، چاپ اول، ص 329، خرداد 1372.

[10] . جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، نشر معروف، ص 240، اسفند 1374.

[11] . ابو مخنف، مقتل‌الحسین، ترجمه سیدعلی محمد موسوی جزایری، انتشارات بنی‌الزهرا، چاپ اول، 1380، ص 385.

[12] . ابومخنف، پیشین، ص 387.

[13] . شیخ عباس قمی، نفس‌المهوم، ترجمه آیت‌الله شیخ محمد باقر کسره‌ای، ص 568، انتشارات صاحب‌الزمان جمکران، چاپ پنجم، 1374، ص 568.

[14] . ابومخنف، اولین مقتل سالار شهیدان، ترجمه سیدعلی محمد موسوی جزایری. انتشارات بنی‌الزهرا، چاپ اول 1380، ص 405.

[15] . محمدعلی، عالمی، حسین نفس مطمئنه، انتشارات هادی، چاپ اول، 1372، ص 350.

[16] . ابومخنف، پیشین، ص 408.

[17] . ابومخنف، پیشین، ص

[ چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 ] [ 21:56 ] [ رضا عمادی ]

چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۰۶:۰۰
مرجع : ایرنا 
ما سگ انصار حسینیم و این را حسین بر قلاده های ما نوشته است. 
این مداحان را به عزاداری حسینی راه ندهید
به گزارش افکارنیوز، دیشب یکی از مداحان قریب به مضمون گفت: «ما سگ انصار حسینیم و این را حسین بر قلاده های ما نوشته است.»

قدیری ابیانه در سایت خود با انتقاد از این گفته ها، ادامه داده است: اولا ما سگ نیستیم و انشاء الله همگی انسان های شریفی هستیم که با آگاهی و درایت و فهم و شعور و با منطق و استواری پیرو امام حسین (ع) هستیم و ان شاء الله اگر لازم شود در راه آرمان امام حسین (ع) و تحت امر امام زمان (عج) و نائب بر حقش رهبر معظم انقلاب از جان خود نیز می گذریم. شیعیان را سگ لقب دادن از داعشی ها دور از انتظار نیست ولی به چه حقی مداح اهل بیت (ع) سینه زنان حسینی را سگ می نامد؟ خدا انسان را اشرف مخلوقات آفرید و این مداحان، بهترین انسان ها یعنی شیعیان را سگ می نامند. خدایا، به این مداحان ما علاوه بر صدای رسا و شور، شعور نیز عطا فرما تا سینه زنان حسینی را با سگ مقایسه نکنند. انتظار می رود چنین مداحانی حداقل نتوانند مسجد تاریخی ارک را پایگاه این نوع اظهارات سخیف خود قرار دهند
[ چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 ] [ 21:21 ] [ رضا عمادی ]

"به نام خدا"
جلوه های تربیتی حماسه ی عاشورا نویسنده:دکتر چمن آرا
بررسی تحلیلی حرکت امام حسین علیه السلام و حماسه ی عاشورا، از ابعاد سیاسی، عاطفی، روانی و تربیتی دارای اهمیت فوق العاده ای است.چرا که محرم یک تاریخ زنده و همیشه پویا و عاشورا نقطه ی عطف همه ی ایثارگریها و حماسه های جاودان بر فراز همه ی عصرها و همه ی نسلهاست.
بدون تردید توجه به متعالی ترین ویژگیهای شخصیتی قهرمانان و حماسه آفرینان کربلا، و بررسی روابط انسانی میان یاران و بستگان و عزیزان سالار شهیدان ، امام حسن علیه السلام بسیار مهم و تحسین برانگیز است.
بررسی حیات پویا و پربرکت هر یک از همراهان و سربازان امام حسین علیه السلام و درک اندیشه و رفتار مخلصانه ی ایشان امری است بسیار دشوار، چرا که انسانهای وارسته و مخلص با تقرب به حق و پیوستن به جاودانگی از محدوده ذهنی و شناختی هم عصرانشان خارج شده ، بر فراز گستره ی هستی جای می گیرند و هرگز شخصیت متعالی آنان نمی تواند در ذهنهای محدود و محصور ما به طور کامل مورد شناخت و ارزیابی قرار بگیرد.
تجزیه و تحلیل مجموعه ی رفتارها ، روابط و عملکردهای تربیت یافتگان مکتب اسلام و اسوه های اخلاق و کمالات انسانی ، آن هم در بحرانی ترین و هیجانی ترین شرایط حاکم بر فضای محرم و کربلا انسان را دچار آشفتگی و حیرت می کند ، چرا که با معیارهای دنیا گرایانه و محکهای منطق مابانه نمی توان شور عشق تجلی ایثار را تحلیل و توجیه کرد.
چگونگی ارتباط ، احترام و اعتماد متقابل ، همراهی و همگامی ، تصمیم و اراده خداجویانه خواهر و برادر در قیام و ادامه نهضت ، تواضع و اخلاص ، وفاداری و ادب ، متانت و تبعیت پذیری یاران پیر و جوان رهبر و سبقت ایشان از یکدیگر در ایثار و جانفشانی ، جرات ، شجاعت و رشادت اصحاب عاشورا در ستیز با دشمن ، دوری جستن از لذتها و سردادن سرود وارستگی ، آزادگی و توحید ، خویشتن داری و عزت نفس ، مروت و مردانگی جانبازان نهضت امام حسین علیه السلام در هنگامه های کار زارآنچنان عظیم و حیرت آور است که زبان را یارای توصیف و قلم را تاب تصویر آن نیست.
آخر چگونه است که عباس (ع) این یار با وفای امام ، آن زمان که پس از ستیزی بی امان با جسمی خسته و بس تشنه ، به لب آب روان می رسد تا مشکی آب برای اطفال خرد سال خیمه های سپاه حق طلبان و فرزندان حماسه آفرینان ببرد ، و آنگاه که نفس تشنه اش هوس جرعه آبی می کند و او ناخودآگاه تمایلی می یابدکه مشتی آب برگیرد و جرعه ای بنوشد و حرارت سینه ی تشنه اش را بر طرف نماید ، بی وقفه بر خود نهیب می زند که ای نفس این چه تقاضا و تمناست ترا؟چگونه من آب بنوشم و به سوی حرم حسین (ع) و خیمه گاه روان گردم، در حالی که آنان سخت تشنه باشند؟ ای نفس، و ای فرات ، اگر اینک در این لحظه ی حساس ، جرعه ی آبی بچشم و قطره ای نوش کنم ، آن وقت تو گویی در درونم به وسعت و عمق یک دریا و به گستره ی اقیانوس هستی از امام و مقصدم جدا افتاده و دور گشته ام.ای نفس ، درست است که من سیراب شوم و قوت و نیرو گیرم ، شاید بتوانم با غلبه بر صف ابلیسان مشک آب به طفلان و خیمه ی یاران برسانم ، اما آخر غصه ی این فراق روان و جدایی حال و دو گانگی احساس را برخود چگونه هموار کنم؟ نه! نه ! هرگز نمی توانم حتی تصور نمایم که لحظه کوتاه ، من تشنه نباشم ، اما امام و مرادم لب تشنه باشد. پس ای فرات همه ی آبت ارزانی ات باد. من برمی گردم و مشک آب را با لبان تشنه و سوخته تر از پیش به سوی خیمه ها می برم ، هر چند به هنگام بازگشت و در حین نبرد با یزیدیان ، همه ی وجودم قطعه قطعه شود.
ای فرات بدان من رهرو حسینم و از او رسم ادب و وفا ، مروت و ایثار و درس شکستن زنجیرهای خودپسندی و خود نگری را آموخته ام.
به دریا پا نهاد و خشکتر بیرون شد از دریا مروت بین ، جوانمردی نگر، همت تماشاکن
آری چه زیباست تماشای همت جوانمردان و چه نیکوست درک احساس را در مردان ، وفای یاران و تربیت شدگان مکتب قرآن.
یاد و خاطره حماسه آفرینان کربلا ، احیاگران اسلام ناب محمدی صلی ا... علیه و آله ، حسین بن علی علیه السلام و یاران باوفایش گرامی باد 

صادق چمن ارا

[ یکشنبه یازدهم آبان 1393 ] [ 18:59 ] [ رضا عمادی ]
[ جمعه نهم آبان 1393 ] [ 9:38 ] [ رضا عمادی ]

ضرب المثلهای افتری
جو نُن رو هون کته.

ju non ruhun kata

نانش در روغن افتاده.
کار و بارش خوب شده است.


 

انواع نانهای افتر

1- نگه nage نان فتیر ، نان بی مایه
2- تیتک titak نان کوچک
3- چاپاتی čâpâti یک گونه نان بسیار نازک
4- کِلِوا kelevâ یک گونه نان ضخیم

 

[ سه شنبه ششم آبان 1393 ] [ 18:31 ] [ رضا عمادی ]

چهره ها وتشکلها(9)
بی هیچ توضیحی ودر آستانه ماه عزیزمحرم، حسینیه افتریهای تهران(متوسلین به ولیعصر(عج))به عنوان تشکل وهیئت امناء عزیزوزحمتکش آن به عنوان چهره معرفی می گردند.یک خسته نباشید نثارحاج رمضان ولی پیر غلام اباعبداله -حاج محمدحمیدی -حاج جانمحمدزیاری که خالصانه دراین دستگاه خدمت می کنندودسته گلی نثاراین سه بزرگوار.

جمع دوستان افتری تهران

تشکل فرهنگی ورزشی چهارسو تهران

 

 

[ سه شنبه ششم آبان 1393 ] [ 18:18 ] [ رضا عمادی ]
دوشنبه 5 آبان1393 ساعت: 18:52توسط:صادق چمن آرا
اسامی مبارک عزیزانی که جهت شکل گیری



(کانون علمی ،فرهنگی افتری)تابحال ثبت نام و اعلام آمادگی نمودند:







1- جناب آقای حاج ابراهیم محمودی از تهران شماره همراه : 09125124653





2- جناب آقای جعفر زیاری از تهران شماره همراه : 09126588801







3- جناب آقای حاج کاظم زیاری از تهران شماره همراه : 09121227898
















سه شنبه 29 مهر1393 ساعت: 20:25
توسط:ابراهیم محمودی
همشهری فرهیخته استادچمن آرا.باسلام واحترام
متن فراخوان شماراخواندم همانطورکه حضورادرمراسم چهلم مرحومه دکترخاتمی(آمل) به شماقول دادم هرجا که نامی از افتروافتری باشد نه تنهاحضورخواهم یافت بلکه ازهرکمکی نیز دریغ نخواهم نمود وازدوستان بزرگوارم درتهران وافترنیز که اهل علم وقلم هستند می خواهم اعلام آمادگی کنند. دوستدارشما محمودی .تهران29 مهر






سلام استادچمن آرا.هرچه تو سایتت گشتم جایی برای ثبت نام پیدا نکردم .برایت ایمیل زدم.
جعفر زیاری.متولد1353 ساکن تهران علاقمند به شعر وگویش افتری .تلفن 09126588801
انشاالله با کمک یکدیگر بتوانیم این تشکل را برقرار نماییم .به امید موفقیت .ارادتمند شما




در پاسخ اقای صادق چمن آرا
نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهارم آبان 1393 توسط kazem ziari | نظر بدهید
با عرض سلام خدمت اقای چمن ارا
خدمت سرورم عرض میکنم که این حقیر هرگونه کمک و یاری که از من طلب فرمایید بنده با جان و دل حاضر به یاری شما هستم و دستتان را که برای اعتلای نام افتری در تلاش است را به گرمی میفشارم
 وب سایت   ایمیل
3 نظر 30-7-93

شنبه 3 آبان1393 ساعت: 2:29توسط:بچه های طارن
خدا هرچه سریعتر شفای عاجل عنایت بفرماید حاج قدرت دوست داریم دلمون برای صبح بخیر گفتنت تنگ شده
خدا جواب ظالم ها رو بده
 وب سایت   ایمیل
شکرانه بهبودی حاج قدرت حمیدی
[ سه شنبه ششم آبان 1393 ] [ 18:4 ] [ رضا عمادی ]
منبعد در انتهای گزارشهایی که مربوط به افتر است ودر سایت سرخه نیوز منتشر میگردد.درج میشود.جهت خواندن اولین نظر به گزارش جشن پنیر در سایت سرخه نیوز مراجعه نمایید. .متشکرم..
 وب سایت   ایمیل
جمع دوستان افتری تهران

چهارشنبه 30 مهر1393 ساعت: 13:13توسط:حسن حمیدی ( گل آقا)
با سلام بادیدن تصویر حاج قدرت حمیدی بسیار خوشحال شدم و سلامتی ایشان وتمام مریضان را از خداوند متعال خواستارم و این شعر را تقدیم به همه نوکران امام حسین و حاج قدرت مینمایم
نوکری بر در این خانه مواجب دارد ***** ترک این خانه هم انگار عواقب دارد

نوکر حضرت ارباب کمی دقت کن****** بردن نام حسین سجده واجب دارد
 وب سایت   ایمیل
شکرانه بهبودی حاج قدرت حمیدی

سه شنبه 29 مهر1393 ساعت: 20:25توسط:ابراهیم محمودی
همشهری فرهیخته استادچمن آرا.باسلام واحترام
متن فراخوان شماراخواندم همانطورکه حضورادرمراسم چهلم مرحومه دکترخاتمی(آمل) به شماقول دادم هرجا که نامی از افتروافتری باشد نه تنهاحضورخواهم یافت بلکه ازهرکمکی نیز دریغ نخواهم نمود وازدوستان بزرگوارم درتهران وافترنیز که اهل علم وقلم هستند می خواهم اعلام آمادگی کنند. دوستدارشما محمودی .تهران29 مهر
 وب سایت   ایمیل
[ چهارشنبه سی ام مهر 1393 ] [ 20:27 ] [ رضا عمادی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ




ما سینه زنان رسم جنون باب نمودیم / جان و سر خود هدیه به ارباب نمودیم

از عمق درون ناله و فریاد نمودیم / با سینه زدن زلزله ایجاد نمودیم . . .




امکانات وب